![]()
![]()
صحفه آزد شعر داستان عکس نستالوژی یک نفر زنگ تفرح ياد تماس با ما صفحه نخست دیگران

در گرفت های
زمانه ، یا به اصطلاح کتابی، مقاطع تاریخی
که بیشتر ساخته مصنوع انسانهاست ،یاساده تر
بگوییم این رخدادها را همین انسانهای دو پا به وجود می آورند ، بوجود میآورند
چون منافع شان ایجاد مکند،
نامهایی هم بر آن مینهند ، انقلاب ، خیزش ، رستاخیز ، چه و چه ،،،،،( درست بودن
و نبودن آن بما مربوط نیست
گرچه آنهایی که مشعول و آلوده این نوع حوادث هستند منتطر تایید یا رد ما نیستند و
هموا ره در کار افشاندن تخم کینه
و نفرت هستند ، دسته ای را بر علیه گروه دیگر و این را بر ضد آن میشورانند
)،و این پایانی ندارد
در این گیر و دار و دست به دست شدن قدرتها انسانهایی فدا و قربانی میشوند که تا
لحظه وقوع حادثه
هیچ نقشی در چرایی و چگو نگی آن نداشته اند ، چه اگر داشتند به سادگی دم به
تله نمیدادند ، کسانی که دکتر ژیواگوی
بوریس پاستریک را خوانده اند یا اقتباس آن را در فیلم دیوید لین دیده اند ، وضعیتی را که دکتر ژیوا گو در آن گرفتار آمد بخوبی
درک میکنند، هر بار که چهره عمرشریف را میبینم تصویر دهها انسان شریفی
در ذهنم تداعی میشود
که داعیه ای جز خدمت به شهرو مردمانش نداشته اند ، سیمای سیه چرده آقا ی صاحبی
را میبینم با
لبخندی که همواره بر لب داشت ، با ردیفی دندانهای سفید ، که بسادکی آن یکی را
که لعابی طلایی داشت
میشد در میانشان تشخیص داد وبرق آن برخوردش را دو چندان دلچسب مینمود ، این انسان
آرام که در آرزویش شهری موفق و دانش آموزان
سربلند همواره جا ی والایی داشت ، مورد بی مهری بازی خورده گانی قرار گرفته
بود که خود نیز با زنده بودند و دچار
با ختی بزرگ شدند و ایکاش چنین نمیبود ، چه کسانی در شرافت انسانهای سر بلندی
مانند ،صاحبیها و
بازالهیها،
محمدیها ، سید هاشمی ها ، شهلاییها ، رشادیها
و آن همیشه عزیز کاک فاروق کیخسروی
,,,,,,,، شک دارند ؟ آن قریبه های آشنا
,رزمیانیها و امیر صادقی ها را کی از یاد میبرد؟ آنها
بخشی از خاطره های ما شده اند ،
عکس از سایت شارینیوز