Mehvari

 

    شعر   داستان  عکس   نستالوژی   یک  نفر   زنگ تفرح  ياد  تماس با ما    صفحه نخست   دیگران صحفه آزد

 


ارنست اينگمار برگمان
 

 

 

 

ارنست اينگمار برگمان در چهاردهم ژوييه‌ی 1918 يعنی در آخرين سال جنگ جهانی اول در اوپسالای سوئد، زاده شد و در 89 سالگی در جزيره‌ی فاروی سوئد درگذشت، باز هم در ژوييه ولی سی‌ام این ماه. او در دوران طولانی فعاليتش در سينما 62 فيلم ساخت و يكی از معدود فيلم‌سازان بزرگ تاريخ سينماست كه شاهكارهای متعددی در كارنامه‌اش دارد. او كارگردان تئاتر و اپرا نيز بود و بيش از 170 نمايش را كارگردانی كرد. برگمان با هر معياری يكی از بزرگ‌ترين استادان سينمای مدرن است كه دايره‌ی تأثيرهای آشكار و نهانش بر فيلم‌سازان پس از خودش می‌تواند به تنهايی موضوعی باشد برای مقاله‌ يا حتی كتاب و کتاب‌هایی مفصل. او هم مثل كوروساوا دوست داشت با بازيگران موردعلاقه‌اش بارها و بارها كار كند. بازيگران بزرگی مانند ليو اولمان و ماكس فن سيدو شهرت و اعتبارشان را در درجه‌ی اول مديون حضور در فيلم‌های او هستند. بازيگران ديگری مثل بيبی اندرسون، ارلاند يوزفسون و اينگريد تولين نيز بارها در فيلم‌های برگمان بازی كردند. بيش‌تر فيلم‌های او در زادگاهش سوئد و به زبان سوئدی فيلم‌برداری شدند و به‌خصوص يكی از محبوب‌ترين مكان‌های او جزيره‌ی فارو بود. برگمان به رويدادهای بزرگی كه جوانان آرمان‌گرای دهه‌های 1960 و هفتاد را مسحور كرده بود بی‌اعتنا نبود. اما او كه خود رويداد اجتماعی بزرگ و مخوفی مانند نازيسم را از نزديك و در نوجواني لمس كرده بود رد پای شرّ را در مسيری دنبال می‌كرد كه سرچشمه‌هايش به درون فرد انسانی مي‌رسيد. شك نيست كه او گزارش‌گر وقايع سپری‌شده نبود بلكه نسبت به رويدادهای مخاطره‌آميز بالقوه‌ای كه ممكن بود مثل غده‌های چركين از قلب يكايك ابنای بشر سر باز كنند هشدار می‌داد. خودش در نوجواني به نازيسم گرايش پيدا كرده بود، همان طور كه ويسكونتی در جوانی به موسولينی گراييده بود (يك دوست كه ويسكونتی هم‌سفرش در الجزاير دهه‌ی 1920 بود نقل كرده كه او با شنيدن نطق «دوچه» از راديو به احترام وامی‌ايستاده!). برای همين خشونت و تحقير و وجدان فرد (با كابوس‌ها و رؤياهايش) اين همه با موشکافی دردبار بالينی در فيلم‌های برگمان زير ذره‌بين قرار گرفته‌اند (شرم، غروب دلقك‌ها، توت‌فرنگی‌های وحشی و ساعت گرگ و ميش، فقط نمونه‌هايی از ميان آثار اويند كه در اين لحظه و از لحاظ مضمون‌های يادشده در نظرم مجسم شده‌اند).
 

 

با وه شی

       

محمد مختاري                هيمن       

الکسا ندر سا لژنسین

 

Ahmad Hardi

بازگشت به صحفه

 

 

 

 

دفترهای پیش ، 1، 2