
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

به هاری کوردستان،،،،،
به لای به شی ئم
لا, هیشتا به فر مابوو ،
به لام به
شی ئه ولا به روو به رزایی مالی, حه مه خه مه, خه وار حه مامی عه سکر ئه رز
شین بووو
ژه نان ده رکووته بون, جه لی نه وی یان له بربوو ، پییاوان به کوومه و ته سبیحی
ده سیان به قه سه و
قوومه, تی په ر بوون،
مه نال به
فه رکه ، تووپین بوو
و بازان بوو وهه لوکین.
به هار بوو ، به هاری کوردستا ن ،،،،، به هاری دشته کانی کوردستان
نوروز،،،،
آخر هر سال وقتی به سالی كه گذشته فكر میكنم، میبینم كه
روزهای گذشته مثل یك خواب شدهاند، بعضیهایشان محوند، بعضیها پررنگ و بعضی از
روزها عقب و جلو شدهاند. چیزهایی كه فكر میكردیم خوبند، پس از مدتی دیگر آنقدرها
خوب نیستند و خیلی از چیزهای بد با گذشت زمان دیگر بد نیستند.
بیایید قرار کنیم بدها را آنقدر بد نیبینم ، خوب ها را خوبتر،
باز هم چشم بسته غیب
میگیم ، عید همگی مبارک .

خط قرمز دروغگویی
کانت مینویسد که بزرگترین نقض تکلیف انسان نسبت به خود،
هرگاه به عنوان یک موجود صرفا اخلاقی لحاظ شود، عبارت است از «ضد صداقت»، یعنی
دروغگویی. دروغگویی عبارت است از دور انداختن و نابود کردن ارزش انسانی خویش.
کانت میافزاید: دروغگویی به عنوان خلاف حقیقت عمومی، لازم نیست حتما برای
دیگران زیانآور باشد تا بتوان آن را نکوهش کرد. دروغگویی ممکن است صرفا از باب
بیاحتیاطی باشد و یا حتی به علت خوشقلبی باشد و نیز ممکن است دروغگو از اقدام
به این کار، نیت خیری داشته باشد؛ اما روش تعقیب این هدف به لحاظ صوری، ارتکاب
جنایت یک انسان است علیه شخص خویش و اقدام پوچی است که باید او را در نظر خودش بیحرمت
کرده باشد.
فقدان خلوصی که انسان در مقام توضیح، مرتکب آن میشود، مستحق حد اشد نکوهش است؛
زیرا دارای چنان وضعیت فاسدی است که شرّ عدم صداقت در روابط او به افراد دیگر نیز
سرایت خواهد کرد تا جایی که اصل عالی صداقت یکباره مخدوش گردد.
کانت میگوید: اولین جنایتی که به واسطه آن شر وارد جهان شد، نه برادرکشی (کار
قابیل) بلکه دروغگویی است.
این آقای کانت هم طوری میفرماید که همه را در بر می گیرد ، به جرات
میتوان ادعا کرد خود کانت هم شامل این فرمایش ها هستند ، اما برادرانه دروع
حدی دارد، شا ید کانت چنین کسانی را میشناخته ، همه میشناسیم ، نه ؟

هشتم مارس ...!
نمیدانم از کی ،آنچه هست زیاد مدتی نیست ، بحث زنان و حقوق های معوقه و
دریع شده اش نقل زبان بسیاری شده ، مناسبت هایی هم که بیشتر نوعی تنعیت از
میشود گفت مد است دایما بر زبانها میچرخد ، البته خدایش به کسیبر نمیخورد
اجازه دهیم هر کسی هرچی دوست دارد شوند و باشند ، از کیسه ما که خرج نمیکنند.
ما هم به نوبه خود هشتم مارس را به تمام زنان, بخصوص مادران
و زنان کردستان تبریک
گفته , بگذار روزی رسد اشکی برای سالها رنجی که بر شما نازنینان
آمد,
بر چشمها حلقه زند.
تقدیم به همه مادران@ کلیک کنید

فتح
دیگر
در رویای دو تا چشم سیاه نیستم
تا رنج ها از حضور ناگهانی آن غافلگیر شوند
و من قلبم را از غبا ر پنجره به تکا نم
د یگر
سرزمینی با قی نمانده است
تا به فتح آن بیندیشم
بگذ ار خاطره ها راه به راه پیر بشوند
آرزوهای کودکانه را در کوچه های مدرسه نه پیمایند
مادرهای بزرگ را از گهواره بربا یند.
پرویز میرمکری
یکی از انتقادها ی وارده به این سایت( توجه فرمایید یکی از آنها نه همه ) کم کا ری است ، خودمانیم، ایراد بیجایی هم نیست
اما راستش را بخواهید، کم کاری هم تنها ناشی از تنبلی نیست ،چند نفر را می شناسید ?همیشه در حال دوندگی, تو گویی قرار است
حادثه اپی از نوع سوم پیش آید ؟ ، اما دریعا که تلا شی است عبث و گرد و خاکی بیش نیست ، حالا حکایت ماست ، همه کاره و بی کاره ،
اما از همه اینها بگذریم نوشته یا نوشته کردن هم دل میخواهد ، نه از آن دلها که روی جلد کتابهای مدرسه می کشیدیم
با فلشی که وسط آن میگذشت به نشانه قلب شکسته( از چی خود نیز نمیدانستیم ) ، منظور شوق نوشتن است اما
این هم بهانه ای بیش نیست ، مثلی هست , میگوید, هنر آن است, از آب ماست بگیری ، راستی تا حالا امتحان کرده ای؟ یکی از این هنرها را