Mehvari

 

 

می‌شنویم این بحث را كه: «آیا نوستالژی چیز خوبی‌ست یا نیست؟». آیا به یاد آوردن گذشته‌ها با حسرت و شوق امری مثبت است یا منفی؟ آیا باید هرچه را در گذشته بوده فراموش كرد و به آینده نگریست، آینده‌ی تابناك!، یا فقط حال را دریابیم؟ سؤال اساساً غلط است. روشن است كه در زندگی ما هیچ چیز به قطعیت گذشته نیست، زیرا كه رخ داده و هیچ كاریش هم نمی‌شود كرد. از آینده بی‌خبریم. بسیار چیزها ممكن است رخ دهد یا ندهد، چه كسی می‌داند؟ ما گریزی از گذشته‌مان نداریم، به ما متصل است خوب یا بد، زیبا یا زشت، باارزش یا بی‌ارزش. حذف‌شدنی نیست، هرچند كه تلاش هم بكنی. در واقع به یاد آوردن گذشته‌ای در كودكی یا نوجوانی یا جوانی مروری بر لحظه‌ای از تاریخ زندگی یك آدم است در یك دوره. قضاوت ارزشی نوستالژی مثل قضاوت بر تاریخ است. تاریخ خوب است یا بد؟ تاریخ نه خوب است نه بد. تاریخ وجود دارد، پر از خوبی و بدی، و قابل تغییر هم نیست. چه كسی بی‌گذشته است؟ این صحبت كه فقط باید به آینده نگریست و جلو رفت و گذشته‌ها را پس پشت نهاد و فراموش كرد، بی‌معناست

 

شش قطعه عکس کوچک

 

هفته گذشته نشریات اروپا شش قطعه عکس کوچک را چاپ کردند ، بنابر
آمار میلیونها انسان بر آن گریستند و یا شاید هم میلیونها وجدان زخمی‌ را
شرمنده کرد، آنان که بنابر هر دلیلی‌ همنوع خود را آزردند و می‌آزارند ،

 

 

 

 

در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده منتظر همسرش می باشد

در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد

 

 

در تصویر سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می

آورد اما متوجه بی حرکت بودن وی می شود لذا شوکه شده و ميکوشد او را حرکت دهد

متوجه مرگ عشق خود می شود

وشروع به جیغ زدن و گریه می کند

 

در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد

 

در آخر مطمئن می شود که عشق به او باز نمی گردد لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام می ایست

 

 

 

 

مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند

قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند

لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند

لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها

قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند

عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند

مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند

حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن  به دنيا مي آيند

تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است

اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان!

داستاني از منوچهر احترامي                 

 

 

محدودي افراد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تصور کنيد آسفالت خياباني خوب نباشد. بسياري از افراد از آن عبور مي‌کنند اما تعداد محدودي از آنها ممکن است ذهن‌شان درگيري هميشگي پيدا کند که اين چه وضعيتي است. يعني در واقع هميشه احساس فشار و نارضايتي کنند. اين افراد خلق‌گرفته‌اي دارند و احساس رضايت نمي‌کنند. حالا اگر در زندگي اين فرد تحقيق کنيد متوجه مي‌شويد که وجوه مثبت نيز وجود دارد اما به آنها توجهي نمي‌کند. به‌طور مثال ممکن است اين فرد از شغل مناسبي برخوردار باشد اما اين شغل نيز نمي‌تواند رضايت‌خاطرش را فراهم کند. در حقيقت چنين افرادي نمي‌توانند خوبي‌ها را ببينند. اگر از اين افراد بپرسيد که گذشته‌شان را تعريف کنند فقط اتفاقات ناگوار را به ياد مي‌آورند و مي‌گويند پس از اين رويدادهاي تلخ، ديگر روي خوش نديده‌اند و چشم‌شان را روي موفقيت‌هاي زندگي‌شان مي‌بندند

من از این افراد زیاد می‌شناسم یا شاید هم خودم یکی‌ از آنها باشم راستی‌
چرا این جوریم ؟ یکی‌ را میشناختم از نزدیکان البته خدا رحمتش کند همیشه
خطاب به بنده می‌گفت 'ئم حه تیوه پیسیه هه ر نابه ته '' آنقدر گفت و گفت تا باورمان شد راست راسی‌ جنابمان ''نابه تیم''  
راستی‌ تلقین هم بی‌ تاثیر نیست,  گرچه همه عوامل دست به دست هم داده تا ما ' نابه ت ' شویم
از این بحث فلسفی‌ بگذریم آهنگی‌ بشنویم، کلیک کنید

 

نابه : سزاوار نیست ، فرهنگ کردی - فارسی‌ هه ژا ر

تست روانشناسی جالب:

آشنا ,پل نيومن

عکس بهترین عکس های منتخب سال 2007

هوا خوری

 صفحه نخست

 سایت ها ی دیگر

سال اول

سال دوم ، ماه اول

سال دوم ، ماه دوم

سال،دوم، ماه سوم

سال،دوم، ماه چهارم

سال دوم ما ه پنجم

سال دوم ما ه ششم

دفترهای پیش ، 1، 2

صحفه آزد