Mehvari

 

 

 صحفه                صحفه آزد  شعر   داستان  عکس   نستالوژی   یک  نفر   زنگ تفرح  ياد  تماس با ما    صفحه نخست   سایت ها ی دیگر

 



جایی‌ نوشته بود: هیچ گرایشی‌ عظلت عشق مادربه فرزند را ندارد هر موجود زنده ای ، فرق نمی‌ کند ، از نوع اهلی‌ یا وحشی‌اش ، وقتی‌
به کسوت مادر در آید زیبا می‌شود ' دایکه کانمان ' را بیاد داری؟ ، اما زیباتر از آن ، آعوش گشوده خواهران است ، نگا ه نگران
و سرگردان خواهران میان برادران و خواهرانش آز یک طرف و دخترا ن و پسرانش از طرف دگررا جسته ای ،" خو شکه کان" را می‌گویم
اشکهایش را بهنگام شنیدن نوایی دیده ای ، ، زمزمه اش را زیر لب چه ؟ شنیده ای ؟

 

 

نمی‌خواهم اشک تمساح بریزم ، چه مشتری بسیار دارد
آه دروعین هم دیگر از نهاد بر نمی‌آید ، با دیدن چهره دوستان
دیدن گاه به گاه عکسهایی که از شهرمان می‌رسد ، بغضی
که جز افسوس و حسرت چیزی نیست گلو را می‌فشا رد ،
شهری سوخته و رها شده را می‌بینم ، با مردمانی‌ که هیچ نقشی
در چرایی و چگونه گی آن ندارند ، قربانی‌ قربانیانی‌ دیگر,,,بگذریم تئوری بافی‌ نکنیم
که این هم مشتری بسیار دارد. نوایی با هم بشنویم

 

 

مي گويند بر سر گور کشيشي در کليساي وست مينستر نوشته شده است "کودک که بودم، مي خواستم دنيا را تغيير دهم. بزرگتر که شدم، متوجه شدم دنيا خيلي بزرگ است، من بايد انگلستان را تغيير دهم. بعدها انگلستان را هم بزرگ ديدم و تصميم گرفتم شهرم را تغيير دهم. در سالخوردگي تصميم گرفتم خانواده ام را متحول کنم که آن نيز مقدر نشد. اينک که در آستانه مرگ هستم، مي فهمم که اگر روز اول خودم را تغيير داده بودم، شايد مي توانستم دنيا را هم تغيير دهم!".

مطلبی خواندم بنظرم جالب آمد ، راستی‌ جندتای ما شامل آن هستیم ؟ همه یا اقلیتی معدود ،  ؟
 هر چه هست حالا هم دیر نشده ، شده ؟ مشکل اینجاست نمی‌دانیم از
کجا شروع کنیم ، تو می‌دانی‌ ؟ بقو ل دوستی‌:  باز هم خل بازی در آوردی با این تره هات، ،
بگذریم، با نوایی یاد آن رفیق را گرامی‌ بداریم ، صدایش را می‌شنوم که می‌گو ید :
ئا ئه وا حه تیو که م که ر به ، قه صه ی خووش که , , ,

بشنویم®

 

 

 

 

 بررسی‌ اجمالی‌ از زبان و کویش کردی

 

‌ نادر امجدی

کاری ژن و راسی‌ ,,,

پێیان گوتی،
هاواریان کرد:
به‌فر و شه‌ماڵ له‌ گه‌ڵ یه‌ک هه‌ڵناکه‌ن.

جعفرشیخ السلا می‌

 Kurdish Alphabet

population

ما کی هستیم, محتشم طاطایی


چقدر از خود دور و بیگانه‌ هستیم حسین شافعی

         فواد قاموسی- سه‌قز

شه‌وێكی سارد

ته‌نیا

ده‌نگی شیرینی تۆی ده‌وێ

تا ببێ به شه‌وی بیره‌وه‌ری

 

 

 

نگاه